"مهربان خدایم دوستت دارم"

ساخت وبلاگ
کوله بار گناهانم
بر دوشم سنگینی میکرد...
ندا آمد بر در خانه ام بیا،
آنقدر بر در بکوب تا در به رویت وا کنم...

وقتی بر در خانه اش رسیدم
هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!!
هر چه بود باز بود...

گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟
ندا آمد: این را گفتم که بیایی...
وگرنه من هیچوقت درهای رحمتم را
به روی تو نبسته بودم!

کوله بارم بر زمین افتاد
و پیشانیم بر خاک...

"مهربان خدایم دوستت دارم"

خود آزاری :|...
ما را در سایت خود آزاری :| دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : shabebrahne بازدید : 121 تاريخ : شنبه 7 بهمن 1396 ساعت: 7:52